تبليغاتX
نفرین سیاهپوش

نفرین شده

کاش مي دانستم بعد از مرگم اولين اشک از چشمان چه کسي جاري مي شود

 

و آخرين سياه پوش که مرا فراموش مي سپارد چه کسي خواهد بود

آپلود

 

در ميان گونه گونه مرگ ها

 

تلخ تر مرگي ست، مرگ برگ ها

 

زان که در هنگامه ي اوج و هبوط

 

تلخي مرگ ست با شرم سقوط

 

وز دگر سو? خوش ترين مرگ جهان?

 

-زانچه بيني? آشکارا و نهان-

 

رو به بالا و ز پستي ها رها

 

خوش ترين مرگي ست، مرگ شعله ها

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با اجازه دوستان چندتا از لینکام حذف کردم به دودلیل

 

لینک اونها نبودم ۲ــــ ادرس عوض کردن خبر ندادن
 

+ تاریخ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ساعت 15:39 نویسنده محسن |

قبیله یعنی چند نفر

 

پشت ديوار همين کوچه بدارم بزنيد

 

من که رفتم بنشينيدو...هوارم بزنيد

 

باد هم آگهي مرگ مرا خواهد برد

 

بنوسيد که: "بد بودم" و جارم بزنيد

 

من از آيين شما سير شدم.. سير شدم

 

پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنيد

 

دست هايم چقدر بود و به دريا نرسيد؟!

 

خبر مرگ مرا طعنه به يارم بزنيد

 

آي! آنها!! که به بي برگي من مي خنديد!

 

مرد باشيد و...بياييد... و.... کنارم بزن

+ تاریخ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 ساعت 1:31 نویسنده محسن |

به درويشي قناعت کن 

                          که سلطانی خطر دارد؟


Picture Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

اي صبا با تو چه گفتند که خاموش شدي

 

چه شرابي به تو دادن که مدهوش شدي

 


تو که آتشکدهء عشق و محبت بودي

 

چه بلا رفت که خاکستر و خاموش شدي

 


به چه دستي زدي آن ساز شبانگاهي را

 

که خود از رقت آن بيخود و بيهوش شدي

 


تو به صد نغمه?زبان بودي و دلها همه گوش

 

چه شنفتي که زبان بستي و خود گوش شدي

 


خلق را گرچه وفا نيست وليکن گل من

 

نه گمان دار که رفتي و فراموش شدي

 

+ تاریخ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ساعت 16:37 نویسنده محسن |

اي چرخ فلک خرابي از کينه ی توست
 
بيداد گري شيويه ديرينه ي توست

گفتي که مرا دوست نداري گله‌اي نيست

 

بين من و عشق تو ولي فاصله‌اي نيست

 

گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن

 

گفتي که نه، بايد بروم حوصله‌اي نيست

 

پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف

 

تو رفتي و ديگر اثر از چلچله‌اي نيست

 

گفتي که کمي فکر خودم باشم و آن وقت

 

جز عشق تو در خاطر من مشغله‌اي نيست

 

رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت

 

بگذار بسوزد دل من مساله‌اي نيست

 

+ تاریخ شنبه هفدهم دی 1390 ساعت 14:49 نویسنده محسن |

zbrrq8h563v8j059ieo6.gif

شاهد مرگ غم انگيز بهارم چه کنم


ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم


نيست از هيچ طرف راه برون شد ز شبم


زلف افشان تو گرديده حصارم چه کنم


از ازل ايل و تبارم همه عاشق بودند


سخت دلبسته ي اين ايل و تبارم چه کنم


من کزين فاصله غارت شده ي چشم تو ام


چون به ديدار تو افتد سرو کارم چه کنم


يک به يک با مژه هايت دل من مشغول است


ميله هاي قفسم را نشمارم چه کنم

+ تاریخ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 ساعت 23:3 نویسنده محسن |

زهرجا بگذرد تابوت من قوقا بباخیزد


چه سنگین میرود این مرده از بس ارزوهاداشت.

 

شبهاي دراز بي عبادت چه كنم؟

 

طبعم به گناه كرده عادت چه كنم؟

 

گويند كريم است و گنه ميبخشد

 

گيريم  که ببخشد ، ز خجالت چه كنم؟

 

 

آن شب كه دلي بود به ميخانه نشستيم

 

آن توبه صدساله به پيمانه شكستيم

 

از آتش دوزخ نهراسيم كه آن شب

 

ما توبه شكستيم ولي دل نشكستيم

 

+ تاریخ پنجشنبه پنجم آبان 1390 ساعت 13:46 نویسنده محسن |

ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم

نمی خواستم که مدیون تو باشم

 

                                      نمی خواستم که به پای من بسوزی

 

نمی خواستم که تو تا اخرعمر

                                     به این دستای خالی چشم بدوزی

 

برو ایند تو رو به راه کن

                                     اگر من سر راه تو نباشم

 

از این بدتر نکن حال دلم رو

                                      نزار با بودنت از هم بپاشم

 

نگو سخته نگو دیر نمیشه

                                      تو چی دیدی از این چشم انتظاری

 

منو راحت بزار وبگذر از من

                                      واسه رفتن همیشه وقت داری

 

چقدر می خوای به پای من بشینی

 

                                       بگو چند سال دیگه وقت داری

 

داره عمرت تلف می شه کنارم

 

                                      تاکی می خوای بازم طاقت بیاری

سلام به دوستان عزیزم  یه خواهش داشتم اسم وبلاگم عوض شد از دوستان ی که منو با اسم ارومک لینک کردن  لطف کنند ارومک حذف کنند به جاش (نفرین سیاهپوش )بزارن   ادرس همون ادرس قبلی هست  ممنون میشم این کارو بکنید                

 

+ تاریخ یکشنبه سیزدهم شهریور 1390 ساعت 16:13 نویسنده محسن |

گر خواهي جهان دکف  اقبال تو باشد

خواهان کسي باش که خواهان تو باشد

يه حرفي مونده تودلم  ________مي خوام که تقديمت کنم


مي خوام بشم مثل خودت________يه خورد تقيرت کنم


چطور دلت آمد منو_________بفروشي به کس ديگه


ولم کنيد روزهاي سخت_______بگو که اسم اين چيه


مي خوام بگم با عشق من_____چه بازي ها نکردي تو


پيشه غريب واشنا_______رفتي له کردي منو


رفتي نذاشتي که دلم______از عاشق هات بخونه


مهلت ندادي به دلت______اين دفعه عاشق بمونه

+ تاریخ چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 ساعت 1:47 نویسنده محسن |

صدبار بدي کردي ديدي ثمرش را

خوبي چه بدي داشت که يک بار نکردي

 

بي هم.همه گم شديم پيدا نشديم


تنها بوديم.فکر تن ها شديم


سي مرغ يکي شدند وسيمرغ شدند


اندازه مرغ من وتو ما نشديم

سلام به دوستان گلم .نازم .خوبم .جونم و................دیگه

شعر دومی که نوشتم یه معنی خواستی دار  دو.ست دارم دوستانی

که نظر میدن تو نظرشون معنی این شعر هم بنویسن

همتون رو دوست دارم

+ تاریخ پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 ساعت 1:13 نویسنده محسن |

رفاقت قصيه تلخيست که از نامش گريزانم  
   

روز مرگم هرکه شيون کند از دور و برم دور کنيد



هم را مست وخراب از ميي انگور کنيد



مزد غسل مرا سير شرابش بدهيد



مست مست از هم جا حال خرابش بدهيد



بر مزارم مگذار بيايد به غلط



پير ميخانه بخواند غزلي از حافظ



جاي تلقين به بالاي سرم دف بزنيد



مشاهدي رقص کند جمله شما کف بزنيد



روزمرگم وسط سينه من چاک زنيد



اندرون دل من يک قلمه تاک زنيد



روي قبرم بنويسيد وفادار برفت



ان جگر سوخته خسته از اين دار برفت



@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
دوست دارم  دوستان بيت اولم راکامل کنند(رفاقت قصيه تلخيست که از نامش گريزانم) يک بيت بهش اضاف کنند

+ تاریخ سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 1:52 نویسنده محسن |